سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
خاطرات - چزابه
دو تن در باره من تباه گردیدند ، دوستى که ازحد بگذراند و دروغ بافنده‏اى که از آنچه در من نیست سخن راند ] و این مانند فرموده اوست : که [ دو تن در باره من هلاک شدند دوستى که از حد گذراند و دشمنى که بیهوده سخن راند . ] [نهج البلاغه]
چزابه
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» خاطره ای از یک شهید ی گمنام

همسرش:می گفت: سه روز از ازدواجمان نگذشته بود بسته ی کوچکی بدستم داد گفتم این چیه گفت حلقه ی عروسی مان است گفتم چی کارش کنم  گفت امروز که به نماز جمعه میرویم برای کمک به جبهه هدیه کن گفتم مگه دیگه دوستش نداری گفت چرا ولی در این موقعیت که جنگ نیاز شدیدی به کمک دارد لزومی ندارد من حلقه به دست کنم گفتم که تو خودت به جبهه می روی بزرگترین کار است گفت هر کاری به جای خود .وفعلا تنها کمک مالی است که در توان من است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » غلامعلی ( چهارشنبه 28/2/90 :: ساعت 6:22 عصر )
»» دشت شقایق



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » غلامعلی ( دوشنبه 26/2/90 :: ساعت 12:2 عصر )
»» آغاز

سلام به همگی ...


خوش آمدم به دنیای اینترنت!!!!


نخود جان، سلام ! من هم آمدم!


منتظر مطالب بعدی من باشیییییییییییییییییییییییییید!



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » غلامعلی ( پنج شنبه 18/1/90 :: ساعت 10:22 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

بیستمین سالگرد
بیلش را پارو کرده است
دست نوشته های شهید (3)
دست نوشته های شهید (2)
فرا خوان عمومی
از دست نوشته های شهید
بعد ان دیگر هیچ وقت محتاج نشدم
یاد داشت های شهید
علاقه ی شهید به تعمیر وسایل منزل
[عناوین آرشیوشده]